پایگاه خبری صدای زنجان نیوز/ امروزه اندیشمندان عبارت «توسعه داناییمحور» را بیشتر تکرار میکنند. نیک میدانیم که با روند رو به رشد تکنولوژی، زندگی در تمامی حوزهها، پیچیدهتر و تخصصیتر میشود؛ لذا ماهیت چنین زندگی، ضرورت توجه به دانش و آموزش را صدچندان میکند. بدیهی است، رسیدن به دانایی و پیریزی توسعه جز با توسعه انسانی و عنایت به رشد و توسعه مراکز آموزشی بهویژه مدارس ممکن نخواهد بود و درست همینجاست که بحث «مدرسهمحوری» اولویت مییابد.
اگر زمانی شاخص قدرتمندی یک امپراتوری، وسعت خاک بود و زمانی قدرت اقتصادی و در دورهای قدرت نظامی و در دورههای بعد... امروزه عنوان «قدرتمند و توسعهیافته» زیبنده کشوری است که دارای سیستم آموزشی آوانگارد، مدارس و دانشگاههای نوگرا و دانشآموزانی باجرئت در عرصه پرسشگری و نقد است.
نیک میدانیم که در یک نظام آموزشی نوآور، غایت برنامه آموزشی و فلسفه وجودی نهاد آموزش سه چیز است:
۱. نقد سنتها و به قول جامعهشناسان: فراهمکردن شرایط جامعهپذیری برای نسل جدید
۲. نقد سنتها و جدا کردن سره از ناسره، مفید از بیفایده، وجوه عقلانی از وجوه خرافی و غیرمنطقی
۳. داشتن جرئت نفی خرافات و بخش ناکارآمد سنتهای گذشته در همه حوزهها
این سه هدف محقق نمیشود مگر با داشتن یک نظام آموزشی آزاد که خود پیشگام برنامهریزان و مدیریت کلان کشور باشد، نه آموزش و پرورشی که هر بخشی از طرح برنامه ملی تدریس، طرح و تصویب بودجه آن، تألیف کتب درسیاش، تأمین امکانات و لوازم آموزشی آن و... خارج از اراده مدیران این سازمان پیچیده (نهاد آموزشی) باشد.
داشتن بهترین فضا، بالاترین بودجه، کارآمدترین برنامه ملی آموزشی، قویترین سیستم مدیریتی و... به قول فلاسفه همگی معدّات یک سیستم آموزشی آوانگارد هستند. تا معلمی با داشتن شاخصهای (معرفت معلمی، مهارت معلمی، و در سطح جامعه، معیشت و منزلت معلمی) نباشد، تا «نان» معلم او را از دغدغههای آموزشی و رسالت تربیت نسل پیشرو منحرف کند، تا زبان معلم با رعایت مصالح مدیران و سانسورهای نانوشته و کنترلهای رسمی و غیررسمی در کلاس درس محدود شود، یعنی موتور این سیستم گرفتار یک مشکل محوری است و همه هزینههای آموزشی نیز هباءً منثورا.